دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۱۳ ۳۵ بازديد
رقص آتش در دلم افتاده است
شعله ها در محفلم افتاده است
اندكي خوردم ، مي نابم گرفت
روي بالشت خدا خوابم گرفت
شعله از من فرصت خواهش كشيد
روي چشمم طرح آرامش كشيد
آتش از ني بود در جانم فتاد
جوشش مي توي عرفانم فتاد
شعله با من رقص هيها مي كند
كوك تصنيف مرا وا مي كند
شعله مي سوزد اگر در من غم است
هر چه بودم سوخت اما نه كم است
من كباب آتش دل مي شوم
كيمياي حل مشكل مي شوم
لخت آتش مي شوم ، عريان آب
مي كنم خاكستر خود را كباب
روي قاف عشق ، آتش ديده ام
شهرت سيمرغ را دزديده ام
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد