گفتند عصر واقعه آزاد شد فرات (تقديم به جوانان حضرت زينب (س))

۳۴ بازديد


قامت كمان كند كه دوتا تير آخرش
يك دم سپر شوند براي برادرش

خون عقاب در جگر شيرشان پر است
از نسل جعفرند و علي اين دو لشكرش

اين دو ز كودكي فقط ايينه ديده اند
آيينه اي كه آه نسازد مكدرش

واحيرتا كه اين دو جوانان زينبند؟
يا ايستاده تيغ دو سر در برابرش

با جان و دل دو پاره جگر وقف مي كند
يك پاره جاي خويش و يكي جاي همسرش

يك دست گرم اشك گرفتن ز چشمهاش
مشغول عطر و شانه زدن دست ديگرش

چون تكيه گاه اهل حرم بود و كوه صبر
چشمش گدازه ريخت ولي زير معجرش

زينب به پيشواز شهيدان خود نرفت
تا كه خدا نكرده مبادا برادرش...

زينب همان شكوه كه ناموس غيرت است
زينب كه در مدينه قرق بود معبرش

زينب همان كه فاطمه از هر نظر شده است
از بس كه رفته اين همه اين زن به مادرش

زينب همان كه زينت باباي خويش بود
در كربلا شدند پسرهاش زيورش

گفتند عصر واقعه آزاد شد فرات
وقتي گذشته بود دگر آب از سرش...


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد