سيب ها روي خاك غلطيدند

مشاور شركت بيمه پارسيان

سيب ها روي خاك غلطيدند

۳۷ بازديد
 


دانلود فايل صوتي شعر ( ۱.۳۵ مگابايت )

زير باران دوشنبه بعد از ظهر
اتفاقي مقابلم رخ داد

وسط كوچه ناگهان ديدم
زن همسايه بر زمين افتاد

سيب ها روي خاك غلطيدند
چادرش در ميان گرد وغبار

قبلا اين صحنه را...نمي دانم
در من انگار مي شود تكرار

آه سردي كشيد،حس كردم
كوچه آتش گرفت از اين آه

و سراسيمه گريه در گريه
پسر كوچكش رسيد از راه

گفت:آرام باش! چيزي نيست
به گمانم فقط كمي كمرم...

دست من را بگير،گريه نكن
مرد گريه نمي كند پسرم

چادرش را تكاند، با سختي
يا علي گفت و از زمين پا شد

پيش چشمان بي تفاوت ما
ناله هايش فقط تماشا شد

صبح فردا به مادرم گفتم
گوش كن ! اين صداي روضهء كيست

طرف كوچه رفتم و ديدم
در وديوار خانه اي مشكي است

با خودم فكر مي كنم حالا
كوچه ء ما چقدر تاريك است

گريه،مادر،دوشنبه،در،كوچه
راستي! فاطميه نزديك است...


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد