اگر اشاره كني كائنات مي لرزد (غزلي نذر حضرت زهرا(س))

۳۶ بازديد


همين كه دست قلم در دوات مي لرزد
به ياد مهر تو چشم فرات مي لرزد

نهفته راز «اذا زلزلت» به چشمانت
اگر اشاره كني كائنات مي لرزد

«هزار نكتهء باريك تر ز مو اينجاست»
بدون عشق تو بي شك صراط مي لرزد

مگر كه خار به چشمان خضر خود ديدي
كه در نگاه تو آب حيات مي لرزد

تو را به كوثرو تطهيرو نور گريه مكن
كه آيه آيه تن محكمات مي لرزد

كنون نهاده علي سر،به روي شانهء در
و روي گونهء او خاطرات مي لرزد

غزل تمام نشد،چند كوچه بالاتر
ميان مشك سواري فرات مي لرزد

سپس سوار مي افتد ،تو مي رسي از راه
كه روضه خوان شوي اما صدات مي لرزد

وعصر جمعه كنار ضريح روي لبم
به جاي شعر دعاي سمات مي لرزد ...


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد