غزل شمارهٔ ۹

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شمارهٔ ۹

۳۸ بازديد


بهشت است آن ندانم يا بهار است
غلط كردم غلط، ديدار يار است
هلاك آن تنم كز نازنيني
زمين و آسمانش زير بار است
مرا گوئي چرا شوريده شكلي
شراب است و بهار است و نگار است
مرا ويران دلي و جلوهٔ او
هزار اندر هزار اندر هزار است
بناكامي خوشم يا رب كه آنچه
بكام من نگردد، روزگار است
رضي گويي ميان كشتگان كيست
شهيدان تو را شمع مزار است


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد