غزل شمارهٔ ۱۳

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شمارهٔ ۱۳

۳۶ بازديد


چو در دور لبش تقوي حرام است
خدايا، دور ميخواران كدام است
چه گويم از حديث زلف و رويش
چو مشرق مظهر هر صبح و شام است
يكي صياد در دامم فكندنست
كه فارغ هم ز صيد و هم ز دام است
يك آهنگ است اگر تو راست بيني
كه اينجا شعبه و آنجا مقام است
ندانم كز چه رو اين چرخ با ما
هميشه در مقام انتقام است
رضي گفتي كدام است از اسيران
ببين رند خراباتي كدام است


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد