غزل شمارهٔ ۲۵

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شمارهٔ ۲۵

۳۳ بازديد


روي تو كه رنگ از رخ گلهاي چمن برد
هوش از سر و طاقت ز دل و تاب و توان برد
جز فتنه و آشوب ندانست دگر هيچ
چشمت كه ز مردم سخن آورد، ز من بُرد
ار سوخت ز خود بلبل و افروخت ز خود گل
بوي تو مگر باد صبا سوي چمن بُرد
دست من و دامان تو قاصد كه ز هجران
دور از تو رضي سر به گريبان كفن برد


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد