غزل شمارهٔ ۲۹

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شمارهٔ ۲۹

۳۵ بازديد


گر نقاب از رخ آن صنم گيرد
ماه و خورشيد را عدم گيرد
ور به بتخانه پرتو اندازد
بتكده رونق حرم گيرد
گر دو دست از دو ديده بر گيرم
همه آفاق درد و غم گيرد
نيستم بوالهوس كه فرمائي
هرزه دو سگ شكار كم گيرد
سگ بيچاره گر فرشته شود
نشود كاهوي حرم گيرد
دُودِ دل از قلم زبانه كشيد
چون بيٰاد رضي قلم گيرد


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد