غزل شمارهٔ ۴۳

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شمارهٔ ۴۳

۳۵ بازديد


آن روي چون ماه آن زلف چون مار
گيرم نمائي، كو تاب ديدار
خواهي كه سازي زاهد برهمن
بردار پرده بنماي رخسار
گر آن پريرو بي‌پرده بودي
ديوانه كردي ما را به يكبار
يك ره در آن رو بنگر كه بيني
نيكي بخرمن خوبي بخروار
دنيا و عقبيٰ، ما بخش كرديم
اغيار و كونين، ما و  سگ يار
اين دل ندارد پرواي گيتي
اين سر ندارد پرواي دستار


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد