دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۱۲ ۳۵ بازديد
شور عشقي كرده بازم بيقرار
باز دل را دادهام بياختيار
گو قرار حيرت ماهم بده
اي كه داري در تكاپويش قرار
ما به عهدت استوار استادهايم
گر چه عهد تو نباشد استوار
چند باشم همچو چشمت ناتوان
چند باشم همچو زلفت بيقرار
يا مرا يك روزگاري دست ده
يا كه دست از روزگار من بدار
دل تسلي ميشود از وعدهات
گر چه خواهي كشتنم از انتظار
گر نداري شوري از ما بر كران
ور نداري شوقي از ما بر كنار
دور از آن روح مجسّم زندهاي
زين گران جاني رضي شرمي بدار
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد