غزل شمارهٔ ۴۸

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شمارهٔ ۴۸

۳۳ بازديد


بهوش باش كه در بارگاه رد و قبول
كمال عين ذواتست و فصل عين فصول
اگر قبول و گر رد كني خلاصم كن
شدم هلاك ز ماخولياي رد و قبول
دچار او نشدم تا ز خويش برگشتم
فناست تجربه كرديم كيميٰاي قبول
رسيده شاهد معني ز صورت زشتت
ببين كه از چه به خود گشته‌اي دلا مشغول
نبوده يكنفسي بي‌پياله تا بوده
رضي ز زهد و ريا بي‌حساب و نامعقول


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد