غزل شمارهٔ ۶۶

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شمارهٔ ۶۶

۳۴ بازديد


بي‌رخت گر بگل نظاره كنيم
دشنه گرديم و سينه پاره كنيم
نه فراموشي و نه ياد كني
خود بفرماي تا چه چاره كنيم
آتش عشق تو جهانسوز است
هرزه ما از ميان كناره كنيم
داغ را هم به داغ سينه نهيم
زخم راهم به زخم چاره كنيم
با همه عيب و فسق و زرق و خيال
عيب رند شرابخواره كنيم
دلق سالوس اگر بيندازيم
بت و زنار آشكاره كنيم
چون رضي صد هزار جان خواهيم
تا فدايش هزار باره كنيم


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد