غزل شمارهٔ ۷۱

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شمارهٔ ۷۱

۳۴ بازديد

 

ز خواب ناز خيز و فتنه سركن
جهان يكبارگي زير و زبر كن
حذر از كوري خفاش طبعان
سري از منظر خورشيد در كن
نگويم صورتم را بخش معني
مرا از صورت و معني بدر كن
ز پيش اين پردهٔ پندار بردار
زمين و آسمان زير و زبر كن
خبر گوئي از آن عيٰار دارم
برو اي بيخبر فكر دگر كن
جگر مي پرور از خونابهٔ دل
غذاي دل هم از خون جگر كن
رضي تا چند ازين بسيار گفتن
سخن اينجا رساندي، مختصر كن


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد