غزل شمارهٔ ۸۰

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شمارهٔ ۸۰

۳۴ بازديد


اي كه بجز دلبري تو كار نداري
كار جز آزار جان زار نداري
اي همه داروي دل مگر تو بهشتي
وي همه آرام جان مگر تو بهاري
آنچه دل دشمنان بهم نسپندد
چند تو بر جان دوستان بگماري
بگسلم از جان و دل اگر بپذيري
بگذرم از هر چه هست اگر بگذاري
ريخت دلم آبرو كه خونش بريزي
عذر نگوئي و گر بهانه نياري
چند بر آن در روي و بار نيابي
مردنت اولي دلا كه عار نداري
دور از آن مايهٔ حيات نمرده است
زنده رضي را دگر براي چه داري


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد