غزل شمارهٔ ۸۹

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شمارهٔ ۸۹

۳۴ بازديد
 

هجران اگر نكردي آهنگ زندگاني
بيچاره جان چه كردي با ننگ زندگاني
داراست هر كه جان برد از چنگ مرگ بيرون
ما جان به مرگ برديم از چنگ زندگاني
بي‌عشق كس مميراد، بي درد كس مماناد
كان عار مرگ باشد وين ننگ زندگاني
ميبرد زندگاني گر جان ز چنگ مردن
كس جان بدر نميبرد از چنگ زندگاني
اي آنكه سنگ كوبي بر سينه از غم مرگ
گويا سرت نخورد است بر سنگ زندگاني
اي آنكه زندگي را بر مرگ مي‌گزيني
يا رَب مبارك بادت او‌رنگ زندگاني
پيوسته زندگاني در جنگ بود با ما
با مرگ صلح كرديم از ننگ زندگاني
دوري او رضي را نزديك گشته گويا
كاثار مرگ پيداست از رنگ زندگاني


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد