با اين غرور بلندت ...

مشاور شركت بيمه پارسيان

با اين غرور بلندت ...

۳۴ بازديد

در بقعه هاي ساكتِ بودن ،
همراه خوب من
آن شال ِ سبز كِبر را
         به دور بيفكن
و با تمامي وسعت انسانيت بگو
        كه ما باغي ايم
باغي چنان بزرگ و سبز
   كه دنيا
   در زير سايه اش -
خواب هزار ساله ي خود را
           خميازه مي كشد .
در بقعه هاي خامُش ِ بودن
از جوار ضريح
چندي است
طنين ضربه ي برخاستن بزرگ تو را نمي شنوم
همراه خوب من
از پله هاي بلند غرورت
         بگير دست مرا
تا قلب شب بشكافيم
و با رداي ِ سپيده
      به رقص برخيزيم ...
*
همراه خوب من
با اين غرور بلندت
در سرزمين يائسه ها
تو تمامي خود نرفته اي بر باد ...
اينك
به ريزش رگبار سرخگونه ي خنجر ،
دست مرا بگير
تا از پل نگاه صادقانه ي مردم
به آفتاب
          سفر كنيم ...
تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد