آغاز ده نامه

مشاور شركت بيمه پارسيان

آغاز ده نامه

۳۴ بازديد


شنيدم كز هوسناكان جواني
به ناگه فتنه شد بر دلستاني
رخش زرد و تنش باريك ميشد
جهان بر چشم او تاريك ميشد
شبي بيدار بود، از عشق نالان
پريشان گشته چون آشفته حالان
دلش را آتش سودا برآشفت
چو آتش تيزتر شد باد را گفت:


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد