دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۱۰ ۳۳ بازديد
شبي پروانهاي با شمع شد جفت
چو آتش در فتادش خويش را گفت
كه: پيش از تجربت چون دوست گيري
بنه گردن، كه پيش دوست ميري
سخن در دوستداري آزمودست
كزيشان نيز ما را رنج بودست
دل من زان كسي ياري پذيرد
كه چون در پاي افتم دست گيرد
درين منزل نبيني دوستداري
كه گر كاري فتد آيد به كاري
چنينها دوستي را خود نشايد
كه اندر دوستي يك هفته پايد
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد