دل آن ماه نيز اين فكر ميكردكزان عاشق به خواري ذكر ميكردچو اندر كيسه اندك ديد سيمشبه سنگ انداز هجران كرد بيمشبگفت اين نامه را تا: نقش بستندنخستين زهر در شكر شكستند