دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۱۰ ۳۶ بازديد
مشو عاشق، كه جانت را بسوزد
غم عشق استخوانت را بسوزد
تو آتش ميزني در خرمن خويش
نداني اين و آنت را بسوزد
مخور خوبان آتش خوي را غم
كه روزي خان ومانت را بسوزد
ز ديده اشك خون چندين مباران
كه ترسم ديدگانت را بسوزد
چه سود آنگاه پنهان كردن عشق
كه پيدا و نهانت را بسوزد؟
ز لعلم چاشني جستي به بوسه
نترسيدي دهانت را بسوزد؟
مبر نام من، ار نه با رخ خويش
بگويم تا: زبانت را بسوزد
اگر هجرم وجودت را بكاهد
وگر مهرم روانت را بسوزد
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد