حكايت

مشاور شركت بيمه پارسيان

حكايت

۳۶ بازديد


به گل گفتند: بلبل بس حقيرست
ترا با او چرا اين دارو گيرست؟
بگفتا: بلبلي كز من زند لاف
بر من به ز ده سيمرغ در قاف
دل صافي ترا از لشكري به
درون بي‌نفاق از كشوري به
نظر، كز راستي آيد، بلندست
برون از راستي خود ناپسندست
به چالاكي نظر جوي از بلندان
ولي پرهيز كن از چشم بندان
به پاكي ديده‌اي كو باز باشد
به صيد دل كمند انداز باشد
ازو چون سر كشي، از پا نيفتي
ميفگن بر زمينش، تا نيفتي


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد