حكايت

مشاور شركت بيمه پارسيان

حكايت

۳۵ بازديد


به خر گفتند: كيمخت از چه بستي؟
بگفت: از زخم سيخ و چوب دستي
چو من در خاك خاموشي نشستم
زدندم چوب، تا كيمخت بستم
نشان دانش اندر قيل و قالست
هران كس را كه نطقي نيست لالست
به قدر راستي گيرد سخن سنگ
سخن كز راستي بگذشت، شد لنگ
سخن گر بد بود بنياد جنگست
چو نيك آيد نشان هوس و هنگست
سخن نوباوهٔ بستان روحست
سخن مفتاح ابواب فتوحست
سخن كشاف اسرار نهانيست
مكن منع اين سخن را، كاسما نيست
سخن كز روي دانش باشد و هوش
كنند او را چو مرواريد در گوش


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد