در كسب علم و شرف علما

مشاور شركت بيمه پارسيان

در كسب علم و شرف علما

۳۳ بازديد


چو به كسب علوم داري ميل
از همه لذتي فرو چين ذيل
تن به دود چراغ و بيخوابي
ننهادي، هنر كجا يابي؟
از پي علم دين ببايد رفت
اگرت تا به چين ببايد رفت
علم بهر كمال بايد خواند
نه به سوداي مال بايد خواند
علم كان از پي تمامي نيست
موجب نشر نيك نامي نيست
هر كه علم از براي زر طلبد
دانش از بهر نفع و ضر طلبد
يا خطيب دهي شود پر جهل
كه ندانند اهل از نااهل
يا اديب محلتي پر شور
تا كند علم خويشتن در گور
يا در افتد به وعظ و دقاقي
تا نماند ز علم او باقي
يا دهندش نيابت قاضي
تا فراموش گرددش ماضي
داد اين چار فن چو داده شود
لوح جانش ز علم ساده شود
چون اساس از براي حق ننهاد
هر چه دادند باز بايد داد
دين سر عالمي به ماه كشد
كه سر جاهلي به راه كشد
علم داري، ز كس مدار دريغ
بر دل تشنگان ببار چو ميغ
مي‌ده، ار زانكه مايه‌اي داري
مستعد كمال را ياري
عالمي كش به داد ميل بود
مال خود پيش او طفيل بود
شافعي گر به مال كردي ميل
دجله پر مال او شدي و دجيل
چون بجز نشر دين نبودش كام
فاش گرديد جاودانش نام
آنچنان علم خود چه كرد كند؟
گر نه زر بر دل تو سرد كند
علم را چند چيز مي‌بايد
اگر آن بشنوي ز من شايد
طلبي صادق و ضميري پاك
مدد كوكبي ازين افلاك
اوستادي شفيق و نفسي حر
روزگاري دراز و مالي پر
با كسي چون شد اين معاني جمع
به جهان روشني دهد چون شمع
سال ها درد و رنج بايد ديد
از رياضت شكنج بايد ديد
تا يكي زين ميانه برخيزد
فاضلي از زمانه بر خيزد
تركمان شيخ شد بده گز برد
صدورق خواند و جاهلست آن كرد
چيست شيخي؟ بغير ازين گرمي
قد و ريشي دراز و بيشرمي
خرقها گر چه ميرسد به علي
كس نگردد به نام خرقه ولي
نسبتش با علي درست نشد
هر كه چون او به علم چست نشد


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد