در راستي

مشاور شركت بيمه پارسيان

در راستي

۳۴ بازديد


راستي كن، كه راستان رستند
در جهان راستان قوي دستند
راستگاران بلندنام شوند
كج‌روان نيم پخته خام شوند
يوسف از راستي رسيد به تخت
راستي كن، كه راست گردد بخت
گر بدي دامنش گرفت چه باك؟
چكند دست بد به دامن پاك؟
راست گوينده راست بيند خواب
خواب يوسف كه كج نشد، درياب
چون درو بود راست كرداري
خواب او گشت قفل بيداري
چون به نيكي دريد پيرهني
شد مسخر چو مصرش انجمني
پيرهن كين بود مقاماتش
ديده روشن كند كراماتش
گو بدر بر تن نكو رفتار
پوستين گرگ و پيرهن كفتار
دامني را كه در كشي ز هوا
اين اثرها كند، رواست، روا
به گزاف آنچنان عزيز نشد
كه گرفتار خفت و خيز نشد
چون خيانت نكرد با دل جفت
راست آمد هر آن حديث كه گفت
پاك دل را زيان به تن نرسد
ور رسد جز به پيرهن نرسد
از دو چاه و دو گرگ ديده شكنج
چه عجب گر رسد به جاه و به گنج؟
گرگ اول چو بيگناه آمد
نام او در كتاب شاه آمد
گرگ آخر چو در فضيحت ماند
ايزد او را به نام خويش بخواند
گر غلامي عزيز گردد و شاه
نه عجب، چون بري بود ز گناه
ور شود شاه خواجهٔ جاني
عجب اينست و نيست ارزاني
قول و فعل تو تا نگردد راست
هر چه خواهي نمود جمله هباست
كور و كر گرنه‌اي ز چاه مترس
راست باش و زمير و شاه مترس
استوار و شجاع باش و دلير
در نفاذ امور شرع چو شير
بندهٔ شرع باش و راتب او
مگذر از شرع و از مراتب او
عقل را شرع در كنشت كند
جبن را شرع خوب و زشت كند
صدق چون راست شد روانت را
بي‌رعونت كند گمانت را
آخرين يار اوليا صدقست
اولين كار انبيا صدقست
هر كه زين صدق دم تواند زد
در ولايت قدم تواند زد
تا نگردد درون و بيرون راست
بوي صدق از تو برنخواهد خاست
صدقت از نار خود سقيم كند
صبر در صدق مستقيم كند
صادقان را رجال گفت خداي
خنك آنكو به صدق دارد راي
صدق آيينه ايست حال ترا
روي نفس تو و كمال ترا
تا تو باشي، ز راستي مگذر
مكش از خط راستگاران سر
صدق ميزان كرده‌ها باشد
و آنچه در زير پرده‌ها باشد
گر چو بوبكر صدق كرداري
جز خدا و رسول نگذاري
راستي ورز و رستگاري بين
يار شو خلق را و ياري بين
صادقي، هر چه جز خداست بباز
از بد و نيك با خدا پرداز
ترسكاري، به راست رفتن كوش
ور نداري، تو خود نداري هوش
گر حكيمي دروغ سار مباش
با كژو با دروغ يار مباش


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد