در آداب مريدي

مشاور شركت بيمه پارسيان

در آداب مريدي

۳۷ بازديد


طلبت چون درست باشد و راست
خود در اول قدم مراد تراست
حق چو خواهد كه بنده راه برد
از بديهايش در پناه برد
بنده توفيق را چو اهل شود
گر چه سختست كار، سهل شود
اولين پايهٔ ارادت تو
ترك خوي به دست و عادت تو
شيخ چون نزد خويش دادت بار
اختيار خود از ميان بردار
تا مريد از مراد نفس نمرد
ره به آب حيات عشق نبرد
سر مرد آنگهي شود زنده
كه شود نفس او سرافگنده
گر نهي قدر دوست را نامي
قدر خود را مهل، بزن گامي
چون حدث در قديم پيوندد
در هستي به خويش دربندد
مرشدي كو به عجب راه نمود
نزد عاقل چه او چه عاد و ثمود؟
عجب گبري كند مسلمان را
عجب ديوي كند سليمان را
ببر از عجب، تا شوي منظور
كه كند عجبت از نظرها دور
ديو چون عجب داشت سجده نكرد
عجب، يكسونه، اي فرشته نورد
عجب ورزي پلنگ و ببر شوي
بهل اين عجب اگر نه گبر شوي
عجب بلعام را چو شد در پوست
سگ اصحاب كهف بهتر ازوست
با جوي عجب در ترازوي راز
هيچ باشد هزار ساله نماز
ديدم و نيست در جهان باري
بهتر از عجز و نيستي كاري


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد