در شكر

مشاور شركت بيمه پارسيان

در شكر

۳۷ بازديد


شكر كن، تا شكر مذاق شوي
نام كفران مبر، كه عاق شوي
غايت شكر چيست؟ دانستن
حق يك شكر نا توانستن
شكر ما گر رسد به هفت اورنگ
پيش انعام او نيارد سنگ
نعمتش را سپاسداري كن
زو زيادت بخواه و زاري كن
چون به شكر و ثبات ميل بود
كامهاي دگر طفيل بود
زانكه در شكر اگر نكوشي تو
كم شراب مزيد نوشي تو
هم به تن شكر استطاعت كن
هم بدل شكر اين بضاعت كن
شكر دل رحمت و خلوص و رضاست
ديدن عجز از آنكه شكر خداست
شكر تن خدمت و تحمل و صبر
كار كردن به اختيار و به جبر
از دل و تن چو شكر گردد راست
به زبان عذر آن ببايد خواست
گر ز دانش در قبول زني
دست در دامن رسول زني
ديگر آن را لواي شكري هست
خواجه دارد لواي حمد به دست
آنكه شد چشم او به منعم باز
جان او بركشد به حمد آواز
و آنكه از نعمتش گذر نكند
جز به شكرش زبان بدر نكند
خويشتن را متابع او ساز
كو ترا بشنواند اين آواز
گر شود خاطرت خطاب شنو
بشنود هر زمان خطابي نو
اين خطابت نيايد اندر گوش
تا نبخشي به مصطفي دل و هوش
لهجهٔ او اگر بيابي باز
راه يابي به كار خانهٔ راز
در شناساست اين سخن را روي
نشناسي، هر آنچه خواهي گوي
سر به مهرست سر اين پاكان
از براي ضمير دراكان
ديو را نيست تاختن بر گول
كه ازو دور نيست چنبر غول
پاي دانندگان به بند آرد
سر بيدار در كمند آرد
از دم و دام اين نهنگ خلاص
جز به توفيق نيست، يا اخلاص
كوش تا بي‌حضور دل نروي
تا ز كردار خود خجل نروي
اندرين پرده بار دل دارد
پي دل رو، كه كار دل دارد
عقل دل را به علم بنگارد
علم جان را بر آسمان آرد


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد