در صفت ارشاد پير

مشاور شركت بيمه پارسيان

در صفت ارشاد پير

۳۵ بازديد


اول استاد، پس گهر سفتن
تا نبايد به درد سر خفتن
مرد را كاوستاد يار شود
زود باشد كه مرد كار شود
در عزش به رخ فراز كند
چشم او را به نور باز كند
بيضه وارش به زير بال كشد
بر سرش سايهٔ كمال كشد
ميكند كم ز قدر قوت بدن
قوت روح ميدهد به سخن
نهلد در حجاب ذاتش را
نه به دست خلل صفاتش را
به روش دل قويش گرداند
تا چو خود معنويش گرداند
شب و روزش چنين به اصل و به فرع
پرورش ميكند به مايهٔ شرع
نبرد زو نظر به سر و به جهر
هر دمش ميدهد ز معني بهر
در ترقيش پايه بر پايه
ميرساند به نور از سايه
چون ازين رنجها شود بهتر
به دگر گنجها شود رهبر
به لباسي دگر بر آيد مرد
به وجودي دگر بزايد مرد
جسم را كرده از رياضت صلب
روح را كرده مطمن‌القلب
بر سر نفس او به سرحد صدق
متمكن شود به مقعد صدق
اين بود راضي، آن بود مرضي
برهد شيخ از آن گران قرضي
حد و مد و تعرف اين باشد
رسم رشد و تصرف اين باشد
كودك نفس را ز رنج هوا
نكند جز چنين طبيب دوا
گر چنين رهبري شود يارت
زين منازل برون برد بارت
هر چه در جسم درد و داغ شود
روح را روغن چراغ شود
جز به سعي تن و به تقوي دل
كي رسد طالب اندرين منزل؟
گر به اين حال نفس گردد هست
يا دهد رتبتي چنينش دست
اين بود سر نشانهٔ ثانيش
كه تو توليد مثل ميخوانيش
اندرين دور ازين وجودي پاك
نتوان يافتن مگر در خاك


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد