در سبب مرگ طبيعي

مشاور شركت بيمه پارسيان

در سبب مرگ طبيعي

۳۵ بازديد


پيش ازين كردمت ز حال آگاه
كه: سه روحند جسم را همراه
كار هر يك پديد و مدت كار
وين سخن باز مي‌كنم تكرار
تا چهل سال روح روينده
ميكند كار در تن بنده
تن او باشد اندر افزوني
متفاوت به چندي و چوني
چون گذشتي از آن، نبالد تن
هر دم از زحمتي بنالد تن
ليكن آثار روح حيواني
كه تو ادراك و جنبشش خواني
همچنان برقرار خود باشند
بر سر شغل و كار خود باشند
گاه پيري به قدر كند شوند
گر چه رامند، ليك تند شوند
در بدنها رطوبتيست لطيف
منفصل گشته از فضول كثيف
كه حيات ترا عزيزي اوست
نشانهٔ قوت غريزي اوست
آن رطوبت چو برقرار بود
زان مزاج تو رطب و حار بود
تن به تدبير نفس انساني
زنده باشد، چنانكه ميداني
چون شود در تن آن نظارت كم
بدنت را شود حرارت كم
اندك اندك همي شود زو خرج
تا بپالايد از مشام و ز فرج
كندت قيد سردي و خشكي
طرح كافور بر خط مشكي
آنچه تحليل يابد از بدلش
دهدت دست، كم بود خللش
ور بدل كم شود شكسته شود
تا حيات از بدن گسسته شود
كند اندر تنت هلاك نزول
نفس نطقيت را كند معزول
سبب اينست مرگ و مردان را
ضغف و فرتوتي و فسردن را


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد