در معني اينكه مقصود رسالت محمديه تشكيل و تأسيس حريت و مساوات و اخوت بني نوع آدم است

۳۸ بازديد

 
بود انسان در جهان انسان پرست
ناكس و نابود مند و زير دست
سطوت كسري و قيصر رهزنش
بند ها در دست و پا و گردنش
كاهن و پاپا و سلطان و امير
بهر يك نخچير صد نخچير گير
صاحب اورنگ و هم پير كنشت
باج بر كشت خراب او نوشت
در كليسا اسقف رضوان فروش
بهر اين صيد زبون دامي بدوش
برهمن گل از خيابانش ببرد
خرمنش مغ زاده با آتش سپرد
از غلامي فطرت او دون شده
نغمه ها اندر ني او خون شده
تا اميني حق بحقداران سپرد
بندگان را مسند خاقان سپرد
شعله ها از مرده خاكستر گشاد
كوهكن را پايه ي پرويز داد
اعتبار كار بندان را فزود
خواجگي از كار فرمايان ربود
قوت او هر كهن پيكر شكست
نوع انسان را حصار تازه بست
تازه جان اندر تن آدم دميد
بنده را باز از خداوندان خريد
زادن او مرگ دنياي كهن
مرگ آتشخانه و دير و شمن
حريت زاد از ضمير پاك او
اين مي نوشين چكيد از تاك او
عصر نو كاين صد چراغ آورده است
چشم در آغوش او وا كرده است
نقش نو بر صفحه هستي كشيد
امتي گيتي گشائي آفريد
امتي از ما سوا بيگانه ئي
بر چراغ مصطفي پروانه ئي
امتي از گرمي حق سينه تاب
ذره اش شمع حريم آفتاب
كائنات از كيف او رنگين شده
كعبه ها بتخانه هاي چين شده
مرسلان و انبيا آباي او
اكرم او نزد حق اتقاي او
«كل مؤمن اخوة» اندر دلش
حريت سرمايه آب و گلش
نا شكيب امتيازات آمده
در نهاد او مساوات آمده
همچو سرو آزاد فرزندان او
پخته از «قالوا بلي» پيمان او
سجده ي حق گل بسيمايش زده
ماه و انجم بوسه بر پايش زده


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد