در معني حريت اسلاميه و سر حادثهٔ كربلا

۳۹ بازديد

 
هر كه پيمان با هوالموجود بست
گردنش از بند هر معبود رست
مؤمن از عشق است و عشق از مؤمنست
عشق را ناممكن ما ممكن است
عقل سفاك است و او سفاك تر
پاك تر چالاك تر بيباك تر
عقل در پيچاك اسباب و علل
عشق چوگان باز ميدان عمل
عشق صيد از زور بازو افكند
عقل مكار است و دامي ميزند
عقل را سرمايه از بيم و شك است
عشق را عزم و يقين لاينفك است
آن كند تعمير تا ويران كند
اين كند ويران كه آبادان كند
عقل چون باد است ارزان در جهان
عشق كمياب و بهاي او گران
عقل محكم از اساس چون و چند
عشق عريان از لباس چون و چند
عقل مي گويد كه خود را پيش كن
عشق گويد امتحان خويش كن
عقل با غير آشنا از اكتساب
عشق از فضل است و با خود در حساب
عقل گويد شاد شو آباد شو
عشق گويد بنده شو آزاد شو
عشق را آرام جان حريت است
ناقه اش را ساربان حريت است
آن شنيدستي كه هنگام نبرد
عشق با عقل هوس پرور چه كرد
آن امام عاشقان پور بتول
سرو آزادي ز بستان رسول
الله الله باي بسم الله پدر
معني ذبح عظيم آمد پسر
بهر آن شهزاده ي خير الملل
دوش ختم المرسلين نعم الجمل
سرخ رو عشق غيور از خون او
شوخي اين مصرع از مضمون او
در ميان امت ان كيوان جناب
همچو حرف قل هو الله در كتاب
موسي و فرعون و شبير و يزيد
اين دو قوت از حيات آيد پديد
زنده حق از قوت شبيري است
باطل آخر داغ حسرت ميري است
چون خلافت رشته از قرآن گسيخت
حريت را زهر اندر كام ريخت
خاست آن سر جلوه ي خيرالامم
چون سحاب قبله باران در قدم
بر زمين كربلا باريد و رفت
لاله در ويرانه ها كاريد و رفت
تا قيامت قطع استبداد كرد
موج خون او چمن ايجاد كرد
بهر حق در خاك و خون غلتيده است
پس بناي لااله گرديده است
مدعايش سلطنت بودي اگر
خود نكردي با چنين سامان سفر
دشمنان چون ريگ صحرا لاتعد
دوستان او به يزدان هم عدد
سر ابراهيم و اسمعيل بود
يعني آن اجمال را تفصيل بود
عزم او چون كوهساران استوار
پايدار و تند سير و كامگار
تيغ بهر عزت دين است و بس
مقصد او حفظ آئين است و بس
ماسوي الله را مسلمان بنده نيست
پيش فرعوني سرش افكنده نيست
خون او تفسير اين اسرار كرد
ملت خوابيده را بيدار كرد
تيغ لا چون از ميان بيرون كشيد
از رگ ارباب باطل خون كشيد
نقش الا الله بر صحرا نوشت
سطر عنوان نجات ما نوشت
رمز قرآن از حسين آموختيم
ز آتش او شعله ها اندوختيم
شوكت شام و فر بغداد رفت
سطوت غرناطه هم از ياد رفت
تار ما از زخمه اش لرزان هنوز
تازه از تكبير او ايمان هنوز
اي صبا اي پيك دور افتادگان
اشك ما بر خاك پاك او رسان


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد