در معني اينكه پختگي سيرت مليه از اتباع آئين الهيه است

۴۱ بازديد


در شريعت معني ديگر مجو
غير ضو در باطن گوهر مجو
اين گهر را خود خدا گوهر گر است
ظاهرش گوهر بطونش گوهر است
علم حق غير از شريعت هيچ نيست
اصل سنت جز محبت هيچ نيست
فرد را شرع است مرقات يقين
پخته تر از وي مقامات يقين
ملت از آئين حق گيرد نظام
از نظام محكمي خيزد دوام
قدرت اندر علم او پيداستي
هم عصا و هم يد بيضاستي
با تو گويم سر اسلام است شرع
شرع آغاز است و انجام است شرع
اي كه باشي حكمت دين را امين
با تو گويم نكته ي شرع مبين
چون كسي گردد مزاحم بي سبب
با مسلمان در اداي مستحب
مستحب را فرض گرادنيده اند
زندگي را عين قدرت ديده اند
روز هيجا لشكر اعدا اگر
بر گمان صلح گردد بي خطر
گيرد آسان روزگار خويش را
بشكند حصن و حصار خويش را
تا نگيرد باز كار او نظام
تاختن بر كشورش آمد حرام
سر اين فرمان حق داني كه چيست
زيستن اندر خطرها زندگيست
شرع مي خواهد كه چون آئي بجنگ
شعله گردي واشكافي كام سنگ
آزمايد قوت بازوي تو
مي نهد الوند پيش روي تو
باز گويد سرمه ساز الوند را
از تف خنجر گداز الوند را
نيست ميش ناتواني لاغري
درخور سر پنچه ي شير نري
باز چون با صعوه خوگر مي شود
از شكار خود زبون تر مي شود
شارع آئين شناس خوب و زشت
بهر تو اين نسخه ي قدرت نوشت
از عمل آهن عصب مي سازدت
جاي خوبي در جهان اندازدت
خسته باشي استوارت مي كند
پخته مثل كوهسارت مي كند
هست دين مصطفي دين حيات
شرع او تفسير آئين حيات
گر زميني آسمان سازد ترا
آنچه حق مي خواهد آن سازد ترا
صيقلش آئينه سازد سنگ را
از دل آهن ربايد زنگ را
تا شعار مصطفي از دست رفت
قوم را رمز بقا از دست رفت
آن نهال سربلند و استوار
مسلم صحرائي اشتر سوار
پاي تا در وادي بطحا گرفت
تربيت از گرمي صحرا گرفت
آن چنان كاهيد از باد عجم
همچو ني گرديد از باد عجم
آنكه كشتي شير را چون گوسفند
گشت از پامال موري دردمند
آنكه از تكبير او سنگ آب گشت
از صفير بلبلي بيتاب گشت
آنكه عزمش كوه را كاهي شمرد
با توكل دست و پاي خود سپرد
آنكه ضربش گردن اعدا شكست
قلب خويش از ضربهاي سينه خست
آنكه گامش نقش صد هنگامه بست
پاي اندر گوشه ي عزلت شكست
آنكه فرمانش جهان را ناگزير
بر درش اسكندر و دارا فقير
كوشش او با قناعت ساز كرد
تا به كشكول گدائي ناز كرد
شيخ احمد سيد گردون جناب
كاسب نور از ضميرش آفتاب
گل كه مي پوشد مزار پاك او
لااله گويان دمد از خاك او
با مريدي گفت اي جان پدر
از خيالات عجم بايد حذر
زانكه فكرش گرچه از گردون گذشت
از حد دين نبي بيرون گذشت
اي برادر اين نصيحت گوش كن
پند آن آقاي ملت گوش كن
قلب را زين حرف حق گردان قوي
با عرب در ساز تا مسلم شوي


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد