لم يلد و لم يولد

مشاور شركت بيمه پارسيان

لم يلد و لم يولد

۳۷ بازديد

 
قوم تو از رنگ و خون بالاتر است
قيمت يك اسودش صد احمر است
قطرهٔ آب وضوي قنبري
در بها برتر ز خون قيصري
فارغ از باب و ام و اعمام باش
همچو سلمان زادهٔ اسلام باش
نكته ئي اي همدم فرزانه بين
شهد را در خانه هاي لانه بين
قطره ئي از لالهٔ حمراستي
قطره ئي از نرگس شهلاستي
اين نمي گويد كه من از عبهرم
آن نمي گويد من از نيلوفرم
ملت ما شان ابراهيمي است
شهد ما ايمان ابراهيمي است
گر نسب را جزو ملت كرده ئي
رخنه در كار اخوت كرده ئي
در زمين ما نگيرد ريشه ات
هست نا مسلم هنوز انديشه ات
ابن مسعود آن چراغ افروز عشق
جسم و جان او سراپا سوز عشق
سوخت از مرگ برادر سينه اش
آب گرديد از گداز آئينه اش
گريه هاي خويش را پايان نديد
در غمش چون مادران شيون كشيد
« اي دريغا آن سبق خوان نياز
يار من اندر دبستان نياز»
«آه آن سرو سهي بالاي من
در ره عشق نبي همپاي من»
«حيف او محروم دربار نبي
چشم من روشن ز ديدار نبي»
نيست از روم و عرب پيوند ما
نيست پابند نسب پيوند ما
دل به محبوب حجازي بسته ايم
زين جهت با يكدگر پيوسته ايم
رشتهٔ ما يك تولايش بس است
چشم ما را كيف صهبايش بس است
مستي او تا بخون ما دويد
كهنه را آتش زد و نو آفريد
عشق او سرمايهٔ جمعيت است
همچو خون اندر عروق ملت است
عشق در جان و نسب در پيكر است
رشتهٔ عشق از نسب محكم تر است
عشق ورزي از نسب بايد گذشت
هم ز ايران و عرب بايد گذشت
امت او مثل او نور حق است
هستي ما از وجودش مشتق است
«نور حق را كس نجويد زاد و بود
خلعت حق را چه حاجت تار و پود»
هر كه پا در بند اقليم و جد است
بي خبر از لم يلد لم يولد است


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد