ولم يكن له كفواً احد

مشاور شركت بيمه پارسيان

ولم يكن له كفواً احد

۳۶ بازديد


مسلم چشم از جهان بر بسته چيست؟
فطرت اين دل بحق پيوسته چيست؟
لاله ئي كو بر سر كوهي دميد
گوشهٔ دامان گلچيني نديد
آتش او شعله ئي گيرد به بر
از نفس هاي نخستين سحر
آسمان ز آغوش خود نگذاردش
كوكب وامانده ئي پنداردش
بوسدش اول شعاع آفتاب
شبنم از چشمش بشويد گرد خواب
رشتهٔ ئي با لم يكن بايد قوي
تا تو در اقوام بي همتا شوي
آنكه ذاتش واحد است و لاشريك
بنده اش هم در نسازد با شريك
مؤمن بالاي هر بالاتري
غيرت او بر نتابد همسري
خرقهٔ «لا تحزنوا» اندر برش
«انتم الاعلون» تاجي بر سرش
مي كشد بار دو عالم دوش او
بحر و بر پروردهٔ آغوش او
بر غو تندر مدام افكنده گوش
برق اگر ريزد همي گيرد بدوش
پيش باطل تيغ و پيش حق سپر
امر و نهي او عيار خير و شر
در گره صد شعله دارد اخگرش
زندگي گيرد كمال از جوهرش
در فضاي اين جهان هاي و هو
نغمه پيدا نيست جز تكبير او
عفو و عدل و بذل و احسانش عظيم
هم بقهر اندر مزاج او كريم
ساز او در بزم ها خاطر نواز
سوز او در رزم ها آهن گداز
در گلستان با عنادل هم صفير
در بيابان جره باز صيد گير
زير گردون مي نياسايد دلش
بر فلك گيرد قرار آب و گلش
طايرش منقار بر اختر زند
آنسوي اين كهنه چنبر بر زند
تو به پروازي پري نگشوده ئي
كرمك استي زير خاك آسوده ئي
خوار از مهجوري قرآن شدي
شكوه سنج گردش دوران شدي
اي چو شبنم بر زمين افتنده ئي
در بغل داري كتاب زنده ئي
تا كجا در خاك مي گيري وطن
رخت بردار و سر گردون فكن


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد