نواي سروش

مشاور شركت بيمه پارسيان

نواي سروش

۳۹ بازديد


ترسم كه تو ميراني زورق به سراب اندر
زادي به حجاب اندر ميري به حجاب اندر
چون سرمه رازي را از ديده فروشستم
تقدير امم ديدم پنهان بكتاب اندر
بر كشت و خيابان پيچ بر كوه و بيابان پيچ
برقي كه بخود پيچد ميرد به سحاب اندر
با مغربيان بودم پر جستم و كم ديدم
مردي كه مقاماتش نايد بحساب اندر
بي درد جهانگيري آن قرب ميسر نيست
گلشن بگريبان كش اي بو بگلاب اندر
اي زاهد ظاهر بين گيرم كه خودي فاني است
ليكن تو نمي بيني طوفان به حباب اندر
اين صوت دلاويزي از زخمهٔ مطرب نيست
مهجور جنان حوري نالد به رباب اندر


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد