حكومت الهي

مشاور شركت بيمه پارسيان

حكومت الهي

۳۵ بازديد


بندهٔ حق بي نياز از هر مقام
ني غلام او را نه او كس را غلام
رسم و راه و دين و آئينش ز حق
زشت و خوب و تلخ و نوشينش ز حق
عقل خود بين غافل از بهبود غير
سود خود بيند نبيند سود غير
وحي حق بينندهٔ سود همه
در نگاهش سود و بهبود همه
عادل اندر صلح و هم اندر مصاف
وصل و فصلش لايراعي لايخاف
غير حق چون ناهي و آمر شود
زور ور بر ناتوان قاهر شود
زير گردون آمري از قاهري است
آمري از «ما سوي الله» كافري است
قاهر آمر كه باشد پخته كار
از قوانين گرد خود بندد حصار
جره شاهين تيز چنگ و زود گير
صعوه را در كارها گيرد مشير
قاهري را شرع و دستوري دهد
بي بصيرت سرمه با كوري دهد
حاصل آئين و دستور ملوك
دهخدايان فربه و دهقان چو دوك
واي بر دستور جمهور فرنگ
مرده تر شد مرده از صور فرنگ
حقه بازان چون سپهر گرد گرد
از امم بر تختهٔ خود چيده نرد
شاطران اين گنج ور آن رنج بر
هر زمان اندر كمين يكدگر
فاش بايد گفت سر دلبران
ما متاع و اين همه سوداگران
ديده ها بي نم ز حب سيم و زر
مادران را بار دوش آمد پسر
واي بر قومي كه از بيم ثمر
مي برد نم را ز اندام شجر
تا نيارد زخمه از تارش سرود
مي كشد نازاده را اندر وجود
گرچه دارد شيوه هاي رنگ رنگ
من بجز عبرت نگيرم از فرنگ
اي به تقليدش اسير آزاد شو
دامن قرآن بگير آزاد شو


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد