نمودار شدن درويش سوداني

مشاور شركت بيمه پارسيان

نمودار شدن درويش سوداني

۳۷ بازديد

 
برق بيتابانه رخشيد اندر آب
موجها باليد و غلطيد اندر آب
بوي خوش از گلشن جنت رسيد
روح آن درويش مصر آمد پديد
در صدف از سوز او گوهر گداخت
سنگ اندر سينه كشنر گداخت
گفت «اي كشنر اگر داري نظر
انتقام خاك درويشي نگر
آسمان خاك ترا گوري نداد
مرقدي جز در يم شوري نداد
باز حرف اندر گلوي او شكست
از لبش آهي جگر تابي گسست»
گفت «اي روح عرب بيدار شو
چون نياكان خالق اعصار شو
اي فواد اي فيصل اي ابن سعود
تا كجا بر خويش پيچيدن چو دود
زنده كن در سينه آن سوزي كه رفت
در جهان باز آور آن روزي كه رفت
خاك بطحا خالدي ديگر بزاي
نغمه توحيد را ديگر سراي
اي نخيل دشت تو بالنده تر
بر نخيزد از تو فاروقي دگر
اي جهان مؤمنان مشك فام
از تو مي آيد مرا بوي دوام
زندگاني تا كجا بي ذوق سير
تا كجا تقدير تو در دست غير
بر مقام خود نيائي تا به كي
استخوانم در يمي نالد چو ني
از بلا ترسي حديث مصطفي است
«مرد را روز بلا روز صفاست»
ساربان ياران به يثرب ما به نجد
آن حدي كو ناقه را آرد بوجد
ابر باريد از زمين ها سبزه رست
مي شود شايد كه پاي ناقه سست
جانم از درد جدائي در نفير
آن رهي كو سبزه كم دارد بگير
ناقه مست سبزه و من مست دوست
او بدست تست و من در دست دوست
آب را كردند بر صحرا سبيل
بر جبل ها شسته اوراق نخيل
آن دو آهو در قفاي يكدگر
از فراز تل فرود آيد نگر
يك دم آب از چشمهٔ صحرا خورد
باز سوي راه پيما بنگرد
ريگ دشت از نم مثال پرنيان
جاده بر اشتر نمي آيد گران
حلقه حلقه چون پر تيهو غمام
ترسم از باران كه دوريم از مقام
ساربان ياران به يثرب ما به نجد
آن حدي كو ناقه را آرد بوجد»


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد