تذكير نبيهٔ مريخ

مشاور شركت بيمه پارسيان

تذكير نبيهٔ مريخ

۴۰ بازديد


اي زنان اي مادران اي خواهران
زيستن تا كي مثال دلبران
دلبري اندر جهان مظلومي است
دلبري محكومي و محرومي است
در دو گيسو شانه گردانيم ما
مرد را نخچير خود دانيم ما
مرد صيادي به نخچيري كند
گرد تو گردد كه زنجيري كند
خود گدازيهاي او مكر و فريب
درد و داغ و آرزو مكر و فريب
گرچه آن كافر حرم سازد ترا
مبتلاي درد و غم سازد ترا
همبر او بودن آزار حيات
وصل او زهر و فراق او نبات
مار پيچان از خم و پيچش گريز
زهرهايش را بخون خود مريز
از امومت زرد روي مادران
اي خنك آزادي بي شوهران
وحي يزدان پي به پي آيد مرا
لذت ايمان بيفزايد مرا
آمد آن وقتي كه از اعجاز فن
مي توان ديدن جنين اندر بدن
حاصلي برداري از كشت حيات
هر چه خواهي از بنين و از بنات
گر نباشد بر مراد ما جنين،
بي محابا كشتن او عين دين
در پس اين عصر اعصار دگر
آشكارا گردد اسرار دگر
پرورش گيرد جنين نوع دگر
بي شب ارحام دريابد سحر
تا بميرد آن سراپا اهرمن
همچو حيوانات ايام كهن
لاله ها بي داغ و با دامان پاك
بي نياز از شبنمي خيزد ز خاك
خود بخود بيرون فتد اسرار زيست
نغمه بي مضراب بخشد تار زيست
آنچه از نيسان فرو ريزد مگير
اي صدف در زير دريا تشنه مير
خيز و با فطرت بيا اندر ستيز
تا ز پيكار تو حر گردد كنيز
رستن از ربط دو تن توحيد زن
حافظ خود باش و بر مردان متن
رومي
مذهب عصر نو آئيني نگر
حاصل تهذيب لاديني نگر
زندگي را شرع و آئين است عشق
اصل تهذيب است دين ، دين است عشق
ظاهر او سوزناك و آتشين
باطن او نور رب العالمين
از تب و تاب درونش علم و فن
از جنون ذوفنونش علم و فن
دين نگردد پخته بي آداب عشق
دين بگير از صحبت ارباب عشق


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد