دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۰۸ ۴۱ بازديد
ز خاك خويش طلب آتشي كه پيدا نيست
تجلي دگري در خور تقاضا نيست
نظر بخويش چنان بسته ام كه جلوه دوست
جهان گرفت و مرا فرصت تماشا نيست
به ملك جم ندهم مصرع نظيري را
«كسي كه كشته نشد از قبيلهٔ ما نيست»
اگرچه عقل فسون پيشه لشكري انگيخت
تو دل گرفته نباشي كه عشق تنها نيست
تو ره شناس نئي وز مقام بيخبري
چه نغمه ايست كه در بربط سليمي نيست
ز قيد و صيد نهنگان حكايتي آور
مگو كه زورق ما روشناس دريا نيست
مريد همت آن رهروم كه پا نگذاشت
به جاده ئي كه در و كوه و دشت و دريا نيست
شريك حلقهٔ رندان باده پيما باش
حذر ز بيعت پيري كه مرد غوغا نيست
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد