دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۰۸ ۳۷ بازديد
آنچه ديدم مي نگنجد در بيان
تن ز سهمش بيخبر گردد ز جان
من چه ديدم قلزمي ديدم ز خون
قلزمي ، طوفان برون ، طوفان درون
در هوا ماران چو در قلزم نهنگ
كفچه شبگون بال و پر سيماب رنگ
موجها درنده مانند پلنگ
از نهيبش مرده بر ساحل نهنگ
بحر ساحل را امان يك دم نداد
هر زمان كه پاره ئي در خون فتاد
موج خون با موج خون اندر ستيز
درميانش زورقي در افت و خيز
اندر آن زورق دو مرد زرد روي
زرد رو عريان بدن آشفته موي
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد