صحبت با شاعر هندي برتري هري

مشاور شركت بيمه پارسيان

صحبت با شاعر هندي برتري هري

۳۶ بازديد


حوريان را در قصور و در خيام
ناله من دعوت سوز تمام
آن يكي از خيمه سر بيرون كشيد
وان دگر از غرفه رخ بنمود و ديد
هر دلي را در بهشت جاودان
دادم از درد و غم آن خاكدان
زير لب خنديد پير پاك زاد
گفت «اي جادو گر هندي نژاد»
آن نوا پرداز هندي را نگر
شبنم از فيض نگاه او گهر
نكته آرائي كه نامش برتري است
فطرت او چون سحاب آذري است
از چمن جز غنچه نورس نچيد
نغمه تو سوي ما او را كشيد
پادشاهي با نواي ارجمند
هم به فقر اندر مقام او بلند
نقش خوبي بندد از فكر شگرف
يك جهان معني نهان اندر دو حرف
كارگاه زندگي را محرم است
او جم است و شعر او جام جم است‘‘
ما به تعظيم هنر برخاستيم
باز با وي صحبتي آراستيم

زنده رود
اي كه گفتي نكته هاي دلنواز
مشرق از گفتار تو داناي راز
شعر را سوز از كجا آيد بگوي
از خودي يا از خدا آيد بگوي

برتري هري
كس نداند در جهان شاعر كجاست
پرده او از بم و زير نواست
آن دل گرمي كه دارد در كنار
پيش يزدان هم نمي گيرد قرار
جان ما را لذت اندر جستجوست
شعر را سوز از مقام آرزوست
اي تو از تاك سخن مست مدام
گر ترا آيد ميسر اين مقام
با دو بيتي در جهان سنگ و خشت
مي توان بردن دل از حور بهشت

زنده رود
هنديان را ديده ام در پيچ و تاب
سر حق وقتست گوئي بي حجاب

برتري هري
اين خدايان تنك مايه ز سنگ اند و ز خشت
برتري هست كه دور است ز دير و ز كنشت
سجده بي ذوق عمل خشك و بجائي نرسد
زندگاني همه كردار ، چه زيبا و چه زشت
فاش گويم بتو حرفي كه نداند همه كس
اي خوش آن بنده كه بر لوح دل او را بنوشت
اين جهاني كه تو بيني اثر يزدان نيست
چرخه از تست و هم آن رشته كه بر دوك تو رشت
پيش آئين مكافات عمل سجده گزار
زانكه خيزد ز عمل دوزخ و اعراف و بهشت
برتري هري


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد