دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۰۸ ۳۸ بازديد
بعد از اين جوهر نديدم از صفا
من نوشتم سر بي سر نامه را
سر بي سر نامه را كردم عيان
اين زمان جويم نخواهد شد روان
محو شد اجزاي كل من ز هم
فارغم از خوف و شادي و ز غم
گنج پنهانم درين جسم آمدم
سرواعلانم درين اسم آمدم
من وجود خويش را فاني كنم
در لقاي حق به حق باقي كنم
من باسرار آورم اين جسم را
پس به گفتار آورم اين رسم را
تا بداند عاشقان سوخته
اسم اعظم گشت در دين دوخته
من براي جمله عالم آمدم
لاجرم در نفس آدم آمدم
من براي راه عشاق آمدم
لاجرم در عشق مشتاق آمدم
جسم خود را در ره حق باختم
سر معني را به جان بشناختم
اولين وآخرين من بودهام
طاهرين و باطنين من بودهام
من خدايم من خدايم من خدا
فارغم از كبر وكينه وز هوا
سر بي سرنامه را پيدا كنم
عاشقان را در جهان شيدا كنم
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد