نبايد بود ازو غافل زماني

مشاور شركت بيمه پارسيان

نبايد بود ازو غافل زماني

۳۶ بازديد


بدان اي دل اگر هستي تو عاقل
كه يك دم مي‌نشايد بود غافل
بروز و شب عبادت كرد بايد
دل و جانت قرين درد بايد
از آن بخشيدت اي جان زندگي را
كه تا بندي كمرمر بندگي را
براه بندگي چون اندر آيي
بقدر وسع خود جهدي نمايي
كليد معرفت آمد عبادت
بشرط آنكه گوئي ترك عادت
عبادت را اساس راه دين دان
عبادت بود مقصودش يقين دان
چو مرد از اصل فطرت مستعد است
همه كار وي اندر دين مجد است
چوگشتي مستعد اين سعادت
مكن تقصير در عين عبادت
عبادت چون كني از علم بايد
كه تا كاري ترا ز آنجا گشايد
اگر بي علم باشد كار و بارت
يقين بر هيچ پايد روزگارت
حقيقت دان اگر هستي تو غافل
ولي هرگز نگردد مرد جاهل
نه او كامل بود اندر عبادت
پرستشها كند ليكن به عادت
چو رو آري برين ره علم آموز
كه بي علمت شود تيره شب و روز
بكارت هرچه آمد ظاهر شرع
بياموز از فقيهي اصل تا شرع
وضو وغسل و اركان طهارت
تمامت فهم كن اندر عبادت
همان حكم نماز و روزهٔ خويش
بخوان و فهم كن آنگه بينديش
همان حكم زكوة و حج يكسر
اگر مالت بود بر خوان ز دفتر
همان حكم حلال و هر حرامي
همي خوان تا كه يابي نيكنامي
ز شخص عالم اين يكسر بياموز
كه تا روزت شود پيوسته فيروز
ز غير حق تبري كن تو جانا
كه تا بينا شوي در راه و دانا
كه پيش سالكان توبه همين است
چنين توبه اساس راه دين است
بدان اركان نيت پنج چيز است
وزان هر پنج دين تو عزيز است
سه باشد عام و دو خاص اي برادر
بترك هر يكي سوزي بر آذر
شهادت با نماز و روزه عام است
كه كار خلق از آنها با نظام است
زكوة و حج خاص مالدار است
چو بگذاري از آن بهتر چه كار است


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد