درونش از دو عالم فرد باشد

مشاور شركت بيمه پارسيان

درونش از دو عالم فرد باشد

۳۶ بازديد


لباس زاهدان و رنگ پوشان
كه باشد سينه‌شان از شوق جوشان
دوتائي بايد اول در نمايش
كه تا پيدا شود در ره گشايش
چو گردش در نهادش گشت پيدا
بود هر لحظهٔ حيران و شيدا
مرقع بايدش پوشيد في الحال
بگويد ترك نفس و جاه با مال
روش چون بر طريق شرع باشد
دل و جانش درين معني گذارد
مرقع بايدش پوشيد ناچار
كه صاحب شرع خواهد دادنش بار
كشش چون دركشد او را بهيبت
حضوري بايد او از جمله غيبت
شود بر همرهان خود مقدم
چو آن پوشيدنش گردد مسلم
چو بر دوزي بسوزي توي بر توي
تو خواهي دلق و مي‌خواهي كفن گوي
خشن جانا لباس آخرين است
اصول پوشش ايشان همين است
بود اين اصلها را فرع بسيار
بلي گويم چو بي ترتيب شد كار
از اين مشت خران دين فروشان
ز غصه دايماً هستم خروشان
ازين مشت شغال باغ ويران
شدستم اندرين عالم هراسان
شب و روزم از اين حالت پريشان
همي ترسم بگيرم حال ايشان
بغفلت از ره شهوت بكوشند
هر آن چيزي كه مي‌خواهند پوشند
حروف نام و پوششهاي يك يك
اشاراتست ناپوشيده بي‌شك
اگر شرحش بگويم بس دراز است
بزير هر يكي صد سر و درازاست
چو پير راهرو بيند كه درويش
ترقي كرد اندر عالم خويش
بدان منزل چو حاصل شد اساسش
به نسبت پوشد اينجا يك لباسش
بترتيب است منزل‌هاي اين راه
بدل بايد شدن از منزل آگاه
يكايك را مرتب در نوشتن
بهمت از همه اندر گذشتن
بدادن داد هر يك از دل و جان
كه تا اين راه گردد بر تو آسان
چو بي ترتيب ماني برتوشين است
كه ترتيب اندرين ره فرض عين است
هر آنكس كو شراب فقر نوشد
يقين ميدان كه بيشك خرقه پوشد
دو قسم آمد درين ره خرقه جانا
ز من بشنو كه تا گردي تو دانا


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد