در بيان قوتهاي معني

مشاور شركت بيمه پارسيان

در بيان قوتهاي معني

۳۶ بازديد


كند تقرير اهل اين معاني
بجز اين قوّت و اين زندگاني
دگرگون قوّت و ديگر حياتي
كه دارد هر وجودي زان ثباتي
حيات قوتي از روي معني
مدد باشد ورا از روي معني
گر آن قوت دمي پژمرده گردد
حيات آن وجود افسرده گردد
درين عالم كه خواهد گشت فاني
سه قوت آمد اصل زندگاني
بدان قوت قوام هر گروهي
بود پاينده زان قوت شكوهي
يكي نفساني اي جان تا كه داني
دوم روحاني اصل زندگاني
سيم رباني آن كو شد حيقت
بدان زنده شوند اهل طريقت
حيات بيشتر اهل زمانه
بدنيا باشد اي يار يگانه
بجان و دل شوند جويندهٔ او
تو پنداري كه هستند بندهٔ او
هر آن يك را كه شد دنيا ز دستش
تو گوئي پا و سر درهم شكستش
بود از معني و صورت چو مرده
تمامت خون او گردد فسرده
بود اين قوّت نفساني اي جان
كه ميدارد ترا پيوسته حيران
حيات و قوت بعضي از اصحاب
بود ازذكر و طاعت نيك درياب
اگر يك ورد از ايشان فوت گردد
همان صورت برايشان موت گردد
ز خوف دوزخ و ترس جهنم
جگر پرتاب دارد ديده پرنم
هميشه با غم و اندوه باشد
يكايك خالي از اندوه باشد
نعيم خويش را جوينده دايم
درين انديشه مي‌باشند نايم
شود ظاهر ازيشان در مقامات
سخنها در فراسات و كرامات
اگرچه از دل و جان بنده باشند
ببوي عيش عقل زنده باشند
بود روحاني اين قوت در ايشان
نباشند هرگز از چيزي پريشان
حيات و قوت اهل طريقت
كه آگاهند يك سر از حقيقت
بود دايم هميشه از محبت
نه دوزخ يادشان آيد نه جنت
ز اميد بهشت و خوف آتش
شوند يكباره از انديشه‌ها خوش
بترك جمله نسبتها بگويند
كرامات وفراست را بجويند
نخواهند از كسي ملكي و مالي
ندارند انتظار كشف حالي
زيارت آنكه ايشان گوش دارند
مراد خويش در آغوش دارند
ببوي وصل جانان زنده باشند
محبت را بجان جوينده باشند
بود رباني اين قوت يكي دان
تو آن قوت حياتي را متين خوان
بدان قوّت هر آنكو زندگي يافت
فنا يكباره از وي روي برتافت
ببازي برنيايد اين چنين كار
رياضتها كشيدن بايد اي يار
بسي تكليفها بر وي نهادن
عنان خود بدست پير دادن


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد