در بيان مواظبت برياضت و چهار اربعين و كيفيت آن

۳۷ بازديد


مربّي بايد اي جان اندر اين راه
كه او باشد ز سر كار آگاه
تن اندر راه دين بايد در آورد
چهارت اربعين بايد سر آورد
ترا در اربعينت پير بايد
كه هر خواب ترا تعبير بايد
طبيب معني آمد پير اين كار
بدين دعوي مكن انكار زنهار
طبيب حاذقت بايد برانديش
تو معلولي هزاران علتي پيش
اگر بي پير باشد اربعينت
بود شيطان در او يار و معينت
تو رباني ز شيطاني نداني
درين معني فرو ماني بماني
هوائي را خدائي خواني آنگاه
فرو بندند بر تو يكسر آن راه
اگر باهستي و همدست كردي
بزير پاي شيطان پست گردي
بماني در خيالات هوائي
بعمر اندر نيابي زو روائي
علاجت بعد ازاين ديگر نشايد
كه غول مستيت از ره ربايد
مجو از پير خود زنهار دوري
تو ميكن دايماً با او صبوري
بمعني حاضر درگاه او باش
مدام اندر پناه جاه او باش
بصورت گر شوي از پير خود دور
بمعني زو مشو يك لحظه مهجور
بمعني چون شوي همراه و حاضر
بود پيوسته پيرت در تو ناظر
چو غايب صورتي حاضر صفت باش
كه تا بيرون شوي از صف اوباش
بمعني چونكه غايب گشتي اي يار
برون رفتي يقين از جمع احرار
بصورت حاضر وغايب بمعني
همه زرق است و تلبيس است و دعوي
بزرق و حيلت ودعوي و تلبيس
نگردد از تو راضي جز كه ابليس
بمعني حاضر وغايب بصورت
اگر وقتي تو كردي از ضرورت
ندارد غيبت صورت زياني
چو معني نيست غايب يك زماني
نمي‌گويم كه صورت معتبر نيست
كه كار صورت اي جان مختصر نيست
ولي چون تابع معني است اي يار
بكسب معني خود مي‌كند كار
نباشد اين چنين كار همه كس
خبرداران معني را بود بس


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد