در دستور اربعين اول فرمايد

مشاور شركت بيمه پارسيان

در دستور اربعين اول فرمايد

۳۶ بازديد


چو كردي اربعين اول آغاز
ز هر كس تا تواني پوش آن راز
در آن مدت كه آن خواهي برآورد
بكم خوردن ترا بايد سرآورد
ببايد احتياط طعمه كردن
پس آنگه لقمه‌ها بر خود شمردن
كني هر شب بتدريج اندكي كم
كه تا از نفس نايد بر دلت غم
شب اول دو صد درهم خورش كن
بدان خوردن تنت را پرورش كن
بدين ترتيب هر شب ميفكن پنج
كه تا قوتت شود پنجاه بيرنج
همان پنجه مقرر تا بآخر
كه تا ضعفي نگردد در تو ظاهر
اگر ميلت بشيرين باشد و چرب
مشو با نفس خود پيوسته در حرب
بهر هفته بخور شيرين و چربي
درين معني مكن با نفس حربي
ولي بايد كه يك گوشه گزيني
نداند كس كه تو گوشه گزيني
اگر جفت حلالت هم نداند
ترا بهتر كه آن پوشيده ماند
بپوشي از خلايق حال خود را
كه كس واقف نگردد نيك و بد را
اگر معروف خواهي شد برين كار
برون جمع بايد شد بناچار
يكي گوشه گزين از بهر خلوت
كه تا يابد دلت آرام و سلوت
چنان جائي كه باشد تنگ و تاريك
در او انديشه‌ها ميكن تو باريك
ولي پوشيده بايد آن ز هر كس
چنانكه آن جاي را تو داني و بس
اگر پيرت نشاند باك نبود
دم او بر تو جز ترياك نبود
بهرجائي كه او گويد تو بنشين
صلاح كار خود يكسر در آن بين
مكن ترك جماعت وان جمعه
بري شو از ريا و ذوق سمعه
برون ميرو ولي از خلق مگريز
بصورت با كسي اندر مياميز
هميشه با وضو و ذكر ميباش
بجان آنگه بدل با فكر ميباش
بنصف آخر شب پاس ميدار
تطوع ميگذار و اشك ميبار
شب هر جمعهٔ ميدار زنده
بجان بشنو تو اي مرد رونده
اگر نوري به‌بيني يا خيالي
نظر با آن مكن در هيچ حالي
اگر پيرت بود از پير مي‌پرس
بهر مشكل ازو تعبير مي‌پرس
بصورت گر بود پيرت ز تو دور
مدار احوال خود از پير مستور
اگر ممكن بود اعلام كردن
به پير خويشتن پيغام كردن
مدار احوال خود پوشيده از پير
كه پيرت خود بسازد جمله تدبير
چو پير آنجا نباشد ذكر ميكن
درين معني هميشه فكر ميكن
همان احوال را پوشيده ميدار
كه خود مكشوف گردد بر تو اسرار
به عشر اولين تسبيح كن ذكر
بگو عشر دوم تمجيد با فكر
در تهليل بايد بعد از آن سفت
كه تهليلست ازتو بهترين گفت
بدين شيوه كه شد گفته نگهدار
ز خواب و خورد و وز گفت وز كردار
اگر دولت بود يار و قرينت
بآخر آيد اول اربعينت


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد