در مدح خواجه سعدالدّين ابوالفضل

مشاور شركت بيمه پارسيان

در مدح خواجه سعدالدّين ابوالفضل

۳۵ بازديد


خدا را آنكه محبوب و حبيبست
ابوالفضل زمان ابن الربيبست
دل و دين خواجه سعدالدّين كه امروز
دل اوست آفتاب عالم افروز
خراسان را وزارت داشت بابش
ولي انداخت او تابرد آبش
چو ابراهيم ادهم ملك بگذاشت
كه او ملك خلافت يكجو انگاشت
قيام آفرينش از دل اوست
كه نقد هر دو عالم حاصل اوست
سر يك موي او عالم نداند
كه داند قدر او اوهم نداند
چو حق تحت قباب لايزاليش
فرود آورد، حق داند معاليش
بحق امروز قطب اوليا اوست
حريم خاص را خاص خدا اوست
گر اوتادند و گر ابدال امروز
ازو دارند كشف حال امروز
هر آن علمي كه در لوح جهانست
باقصي الغاية او را نقد جانست
كمال فضل و علم او نهان نيست
وليكن كور دل را چشم آن نيست
چو رو آورد در معلوم پيوست
همه پشتش وراي روي آن هست
چو بود او در شريعت شافعي دوست
طريقت را علي الحق شافعي اوست
كه سرّ جملهٔ فقه و اصول او
معين ديده از نور رسول او
همه اسرار قرآنش عيانست
كه با او علم مطلق در ميانست
بود بر قرب ماهي شرب آبش
برين ميكن قياس خورد و خوابش
طعام او چه گويم كز چسانست
كه هر روزش كم از ده سير نانست
شده سي سال تادل بر سخنها
بخلوت روي آوردست تنها
بترك جملهٔ عالم گرفتست
فرو رفته بهم در دم گرفتست
خدايا قادري و ميتواني
باوج همّت خويشش رساني
مرا در خرمن او خوشه چين دار
ز نور او دلم را راه بين دار


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد