از سر گرفتن قصه

مشاور شركت بيمه پارسيان

از سر گرفتن قصه

۳۵ بازديد


الا اي هدهد زرّين پر عشق
تويي نامه برو نام آور عشق
ببر اين نامه و عزم سبا كن
ولي افسر بنه منصب رها كن
چه ميگويم سليماني چو برخاست
اگر منصب كني آيد ترا راست
سليمانت طلب داشت از جهاني
كه تو غايب شدي از وي زماني
چو تو در پرده چندين جاه داري
چرا پيوسته سر در راه داري
تويي جبريل هم بر فرش ادريس
چرا پيكي كني در عرش بلقيس
اگر پيكي، چو جبريل امين شو
بيك دم زاسمان سوي زمين شو
فلك از عشق پر آوازه گردان
جهان از نامهٔ گل تازه گردان


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد