گفتار بلبل به حضرت سليمان كه يا نبي الله مستي ما از جام معني است نه از مي صورت

۳۵ بازديد


جوابش داد بلبل كاي پيمبر
شراب ما ندارد جام و ساغر
مرا مستي ار آن صهباي معني است
كه جامش را شراب از آب طوبي است
دلم پرواي آن پروانه دارد
كه شمعش جز به خود پروا ندارد
كسي كو عاشق ديدار باشد
هميشه تا سحر بيدار باشد
چو ساقي دل ز مي پر تاب دارد
كجا پرواي خورد و خواب دارد
تنم زار ونزار است اي سليمان
بگفت افزونترم از جمله مرغان
به دام عشق جانان مبتلايم
اسير دام هجران و بلايم
ز من جز صورتي مرغان نديدند
چو مرغان جان ندادند آن نديدند
ز درد ما كسي باشد خبردار
كه دائم همچو ما باشد جگرخوار
ز درد ما حريفي باشد آگاه
كه او نبود ز راه عشق گمراه
ز درد ما كسي راهست بوئي
كه باشد دايماً در جست و جوئي
از آن ميها كه من خوردم سحرگاه
ز دست ساقيان مجلس شاه
اگر يك قطره در حلق تو ريزند
ز تو عقل و خرد بيرون گريزند


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد