در فضيلت صديق رضي الله عنه

مشاور شركت بيمه پارسيان

در فضيلت صديق رضي الله عنه

۳۶ بازديد


سر مردان دين صديق اكبر
امام صادق و سالار سرور
مهين رحمت مهدات او بود
كه در دين سابق خيرات او بود
شب خلوت قرين ويار غارست
نثار راهش اوّل چل هزارست
بدين بوبكر چون كردست آغاز
بدو گردد همه اجر جهان باز
ازان ايمان او در اصل خلقت
همي چربد بر ايمانها ز سبقت
مگر او درد دندان داشت ده سال
پيمبر را نكرد آگه ازان حال
چو حق گفت آن پيمبر را بتحقيق
بدو گفت اي جهان حلم صديق
چرا با من نكردي اين حكايت
ز حق گفتا نكو نبود شكايت
كسي كو دين حق زين سان نگه داشت
بسرّ جان او جز حق كه ره داشت
هميشه بود سنگي در دهانش
كه تاگوهر نيفشاند زبانش
ميان سنگ در گوهر شنيدم
ولي سنگي بگوهر در نديدم
چنان مستغرق حق بود جانش
كه كم رفتي حديثي بر زبانش
چو جانش بود مشغول اندر آية
ازو هجده حديث آمد رواية
سزد عالم اگر هجده هزارست
كه آن هجده حديثش يادگارست
حديث او چو اصل عالم افتاد
براهين حدوثش محكم افتاد
ببين تا او چه عقل و چه بصر داشت
كه از آبستن و طفلي خبر داشت
چو نابيناي عاجز را دعا كرد
به بينائيش حق حاجت روا كرد
نفس هرگز در افزوني نمي‌زد
كه دم جز در اقيلوني نمي‌زد
چو هنگام وفات آمد فرازش
به پيش مصطفي بردند بازش
ز صديق آن كليد عالم راز
درش بگشاد و قفل از پرده شد باز
ز شوقش قفل چون زنجير بگسست
باستقبال او پرده برون جست
كسي كاهن بصدقش مومن آيد
دل خصمش چرا چون آهن آيد
چو شد قفل از سر صدقش سرانداز
چرا قفل دل خصمش نشد باز
چو اصحاب اندر آن مشهد رسيدند
فرو برده يكي خاكش بديدند
كسي كو در گزيد مار يارست
توان گفتن كه اين كس يار غارست
چو پيغامبر ابوبكر و عمر را
بصر خواند اين يك و سمع آن دگر را
نبي چون هر دو را سمع و بصر خواند
كسي كين دو ندارد كور و كر ماند


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد